
گفتی نمی خواهی که دریا را بلد باشیامــا تــــو باید خانـــــه ی ما را بلد باشییک روز شاید در تب توفان بپیچندتآن روز باید ! راه صحـرا را بلد باشیبندر همیشه لهجه اش گرم و صمیمی نیستبــــاید سکـــوت سرد ...
ادامه مطلب
گاهی دلم می گیرد از سخنانی که در شأنم نیست گاهی دلم می گیرد از صداقتم که هیچکس لایق آن نیست گاهی دلم تنگ می شود برای وعده هایی که می دانستم نیست اما برای دلخوشی ام کافی بود گاه دلم می گیرد از سادگی هایم... گاهی دلم می سوزد برای وفاداری هایم گاه دلم می سوززد برای اشک هایم، عمرم و جوانی ام... و دلم می گیرد از روزگاری که در آنم این نبود آنچه در انتظارش بودم.... . ...
ادامه مطلب