
یک میز و دو صندلی من و تو و گل گاو زبانی سرو شده روی میز هربار به شیوه ای متفاوت و تبدیل شدن این لحظات به خاطره ای بسیار شیرین تر از شاخه نبات روی میز! خدای من یک گیاه و این همه معجزه؟!...
ادامه مطلب
بی برو برگرد هرکسی که کمی با من آشنایی داشته باشه مشخص ترین و بارزترین صفت اخلاقی منو مهربون بودن من میدونه. این که تعریف از خود نیست، همه میگن. بلافاصله و بدون فکر هم میگن وقتی ازشون پرسیده میشه و یا حتی بدون اینکه بپرسی خودشون اظهار می کنن. ولی نمیخوام. دلم میخواد یه دختر ازخودراضی متکبر خودخواه بیخود بودم. واقعا الان دلم میخواد اینطور دختری بودم. شاید خیلی دردا رو نمی کشیدم و بیشتر کارا هم بر وفق مرادم انجام می شد. حسنا چرا ی دختر بیخود متکبر خودخواه از خودراضی نیست آخه؟...
ادامه مطلب
اینکه من دلم میخواد یکی باشه که برام گل بخره، خیلی چیز زیادیه؟چرا همش من باید راه و بیراه ،با دلیل و بی دلیل برای همه گل بخرم؟ یادمه یکی از دوستام یه روز که خیلی دلم گرفته بود بهم گفت شاد باش خوش باش برو گلفروشی برای خودت گل بخر! ولی من حس کردم اگه اینکارو بکنم دیگه خیلی خیلی احساس تنهایی می کنم. هر هفته که از دانشگاه دارم میام سمت خونه، دم ایستگاه مترو که می رسم آقای گل فروش با گل های خوشگلش ایستاده و من به این فکر می کنم .... شاید یه روز.......
ادامه مطلب