شاید اگه انتظاراتت رو از دیگران بالا ببری، به نظر دست نیافتنی و بهتر میای. شاید اگه توقعت کم باشه خیلی پیش پا افتاده و ساده برسی.
شاید باید اصرار داشته باشی بهترین رستوران ها باید بری و قانع نباشی به یه دیزی سرای سی متری کوچیک تو یه خیابون پایین شهر. شاید باید یه خونه لوکس و زیبا تو یه منطقه خوش آب و هوا و باکلاس شهر رو درخواست کنی و پیشنهاد بدی نه یه سوییت ساده ولی تمیز توی قسمت جنوب شهر. شاید باید برای دوست داشتن و لبخند و رضایتت باید ده برابرش رو انتظار داشته باشی نه فقط یه عبارت ساده و محبت آمیز متقابل و حس اینکه همینکه راضیه و خوشحال کافیه.
اون موقع، وقتی بهت میگن انتظاراتت زیاده... بیشتر از چیزی که لایقشی انتظار داری...برای خودت چه داستانهایی تو ذهنت ساختی... تمام وجودت شروع نمی کنه به سوختنی که شاید هیچ آبی یارای خاموش کردنش رو نداره.
بی توقع بودن تو این دوره و زمونه به نظر من بزرگترین اشتباه آدمهای ساده ولی مهربونه!!!
برچسب: اصعب انتظار؟,
نویسنده: باران حکیمی