خرید بک لینک
چند وقت پیش، تو یه سفر کوتاهی که با دوستان رفته بودم، یه خانمی برای خیرات شب جمعه انار آورده بود و به بقیه یه انار داد. فردا صبحش تو اتوبوس، نفس اماره ام مثل خیلی وقتای دیگه لجام گسیخت و هوس کردم که انارم رو همونجا تو اتوبوس بخورم. کار سختی بود ولی شدنی بود و عجیب هم چسبید. اونجا موقع خوردن انار بود که باز فکر من رفت به جاهای دیگه... به اینکه آدما تو زندگی واقعی شون هم دقیقا همینطور رفتار می کنن که در مورد انار خوردن رفتار می کنن. با اینکه خیلی ها رو می شناسم که انار خیلی دوست دارن و از خوردنش درست مثل من واقعا لذت میبرن ولی هیچ جا دیدید تو مهمونی انار بیارن برای پذیرایی عایا؟ یا تو عروسی ها و مجالس شادی؟ یا تو پارکها و پیک نیک هایی که میریم؟ چرا؟ چون خوردنش سخته! چون بعدش دستمون نوچ میشه و ....

آدما از دوست داشتن آدما و لذت بردن از مصاحبت شون و شیرین شدن لحظاتشون پرهیز می کنن، چرا؟ چون از وابستگی بعدش، از تلخی جدایی و ... میترسن.

آدما از دوست داشتن آدما میترسن، حتی ممکنه خودشون هم از این موضوع خبر نداشته باشن.

برچسب: انار,انارگل,انار سبز,انارستان,انارپرس,آنارشیسم,انارک,انار انار مرتضی,اناربیج,انار سمبل چیست, نویسنده: باران حکیمی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 14:38

صفحه بندی