خرید بک لینک
حتی تصورش هم برایم سخت بود

روزی بیاید که

تو باشی و

من باشم و

کنار یکدیگر نباشیم

اما

دیگر پوست کلفت شده ام

با این که

تو هستی و

من هستم و

تو را پیش خود ندارم

هنوز زندگی می کنم....

پ ن: هیچوقت فکر نمی کردم به خالی شدن کمدت، تختت، رخت آویزت و کلاً خالی شدن اتاق از حضورت عادت کنم ولی

مثل اینکه تقریباً عادت کردم. میگم تقریباً چون مثلاً امشب از اون شباییه که دلم گرفته که

نیستی . صدای بارون و حال و هوای اتاق هم این دلتنگی رو بیشتر می کنه.

داشتم به این فکر می کردم، واقعاً یه سری اتفاق ها وجود دارند که دیگه امکان نداره تو زندگی

آدم بیفتن. مثلاً اینکه

من از سر کار یا دانشگاه بیام و تو توی اتاق خودمون خواب باشی، یا پشت

کامپیوترت باشی یا داشته باشی کتاب بخونی و ....

با این که هستی، با این که نزدیکی ولی

من

دیگه

ندارمت

برچسب: یه اتاق خالی از تو, نویسنده: باران حکیمی تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 12:16

صفحه بندی