داری می بینی که دارم خودم رو به در و دیوار می زنم. می زنم که نه می کوبونم
به هرچی به ذهن و دستم رسیده چنگ زدم
پس
یه راهی پیش روم بزار خدا
از این مستأصل تر نخواه بنده ات رو
من که الان جز تو واقعا واقعا هیچکسی رو ندارم که واقعا درک کنه من الان چه مرگمه و چه حسی دارم دقیقاً
پ ن: یعنی میشه زندگی ام مثل قبلنا بشه؟ آروم، بی ذغدغه، بدون فکرای مزاحم و بدون دلشوره و ترس از اینده؟!!
کمکم کن خدااااااااااااا
برچسب:
نویسنده: باران حکیمی