از دیشب دارم به این موضوع فکر می کنم. صبح زود که از خواب بیدار شدم خود بخود و دیگه خوابم نبرد، دوباره که تجزیه و تحلیل کردم، خیلی دلم برای خودم سوخت اولش... سوخت .... سوخت.... سوخت، بعد از یه ساعت سوختن مکرر و بلندشدن دودش، یهویی بیخود و بی جهت این فکر جرقه زد تو ذهنم که دلشم بخواد، من خیلی عالی ام، اگه اون قادر نیست این ویژگی های عالی و بی نظیر رو ببینه یا حالا می بینه ولی باب میلش نیست، این مشکل اونه و هیچ ایرادی به من وارد نیست و باز یهویی اعتماد به نفسم رفت بالا و بالا و بالاتر و حتی از سقف هم رد شد و رسید به آسمون. ولی عوضش برعکس حس قبلی که حسابی داغونم کرد، خیلی بهم روحیه داد و شارژم کرد. فکر کنم امروز با یه روحیه عالی و شارژ کامل می تونم خیلی کارهای مثبت و خوب و مثمر ثمری انجام بدم.
حسنا خانوم فایتینگ
برچسب: همسایه جهنمی,همسایه ها,همسایه های ایران,همسایه محسن چاوشی,همسایه من,همسایه جهنمی برای اندروید,همسایه مغرور من,همسایه من رمان,همسایه جهنمی دانلود,همسایه زن,
نویسنده: باران حکیمی