خرید بک لینک
اینکه من از همسایه شون متنفر شدم، برای خودم کاملاً قابل قبول و عادیه. خوشگل ترینه، مناسب ترینه، مثل خودم هدیه میده( آهان، پس هدیه هم میده)، تحصیلکرده است، شاغله، خانواده ی خوبی داره و از همه مهم تر مانعی که وجود داره، قراره چند ماهه دیگه برطرف بشه ان شااااء اله!!!!

از دیشب دارم به این موضوع فکر می کنم. صبح زود که از خواب بیدار شدم خود بخود و دیگه خوابم نبرد، دوباره که تجزیه و تحلیل کردم، خیلی دلم برای خودم سوخت اولش... سوخت .... سوخت.... سوخت، بعد از یه ساعت سوختن مکرر و بلندشدن دودش، یهویی بیخود و بی جهت این فکر جرقه زد تو ذهنم که دلشم بخواد، من خیلی عالی ام، اگه اون قادر نیست این ویژگی های عالی و بی نظیر رو ببینه یا حالا می بینه ولی باب میلش نیست، این مشکل اونه و هیچ ایرادی به من وارد نیست و باز یهویی اعتماد به نفسم رفت بالا و بالا و بالاتر و حتی از سقف هم رد شد و رسید به آسمون. ولی عوضش برعکس حس قبلی که حسابی داغونم کرد، خیلی بهم روحیه داد و شارژم کرد. فکر کنم امروز با یه روحیه عالی و شارژ کامل می تونم خیلی کارهای مثبت و خوب و مثمر ثمری انجام بدم.

حسنا خانوم فایتینگ

برچسب: همسایه جهنمی,همسایه ها,همسایه های ایران,همسایه محسن چاوشی,همسایه من,همسایه جهنمی برای اندروید,همسایه مغرور من,همسایه من رمان,همسایه جهنمی دانلود,همسایه زن, نویسنده: باران حکیمی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 17:02

صفحه بندی