امروز - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 23:15
امروز عصر که از خونه خواهرم برمی گشتم، بارون قشنگی میومد. منم راهم رو کج کردم سمت پارک نزدیک خونه و توی اون هوای عالی زیر بارون بی نظیری که میومد روی برگ های زرد زیبایی که زمین و چمن های پارک رو پوشونده بود قدم زدم قدم زدم قدم زدم قدم زدن همیشه منو آروم می کنه. بخصوص وقتایی که دلم گرفته و دلخورم چه ...
بارزترین صفت من... - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 23:15
بی برو برگرد هرکسی که کمی با من آشنایی داشته باشه مشخص ترین و بارزترین صفت اخلاقی منو مهربون بودن من میدونه. این که تعریف از خود نیست، همه میگن. بلافاصله و بدون فکر هم میگن وقتی ازشون پرسیده میشه و یا حتی بدون اینکه بپرسی خودشون اظهار می کنن. ولی نمیخوام. دلم میخواد یه دختر ازخودراضی متکبر خودخواه ب...
Me before you - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 23:15
این فیلم عالی بود... اسمش هست " من پیش از تو " برای من که خیلی تأثیرگذار و جالب بود، چون خیلی چیزا رو تو ذهن من تداعی می کرد.
اکنون دل من شکسته و خسته است.... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 8:30
xa0 ما چون دو دريچه روبروي همآگاه زهر بگو مگوي همهر روز سلام و پرسش و خندههر روز قرار روز آيندهعمر آينه بهشت، اما…آهبيش از شب و روز تير و دي كوتاهxa0اكنون دل من شكسته و خسته ستxa0زيرا يكي از دريچه ها بسته ستxa0نه مهر فسون، نه ماه جادو كردxa0نفرين به سفر، كه هر چه كرد او كرد xa0 مهدی اخوان ثالث
حسم خوب نیست... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 8:30
نمیدونم چرا احساس کسالت و یکنواختی تو زندگی ام می کنم! شاید بابت فشار زیاد نوشتن پایان نامه است. شاید تأثیرات منفی و مخرب رفتارهای اون مردک روانی طبقه پایینیه که هنوز تو وجودمه. شاید بابت بیخود بودن رابطه ایه که دارم، رابطه ای که نه حس خوبی بهم میده نه میتونم رهاش کنم. من تمام سعی ام رو کردم برای ای...
کشیده کنار... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 8:30
کشیده کنار و من ساده دل نمیخوام اینو قبول کنم.xa0 کاش می شد عین زمان فراعنه، همونطور که تو رمان سینوهه خوندم یکی میومد مغز منو باز می کرد تا بخارات مسموم! به قول پزشکای فرعون، که همون افکاری رو شامل میشه که به اون مربوط میشه از سر من خارج بشه. خدایا، من که گفتم خیلی دوستت دارم. تو خدایی ، میدونی که ...
مدتی هست... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 8:30
مدتی هست که ظرف گله ام سر رفته xa0 خودم از دست خودم حوصله ام سر رفته
فراموشش کنم... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 8:30
گفتم فراموشت کنم شاید روی از خاطرم xa0 شاید ندارد، بعد از این، بایددددد فراموشت کنم
گاهی... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 8:29
گاهی دلم می گیرد از سخنانی که در شأنم نیست گاهی دلم می گیرد از صداقتم که هیچکس لایق آن نیست گاهی دلم تنگ می شود برای وعده هایی که می دانستم نیست اما برای دلخوشی ام کافی بود گاه دلم می گیرد از سادگی هایم... گاهی دلم می سوزد برای وفاداری هایم گاه دلم می سوززد برای اشک هایم، عمرم و جوانی ام... و دلم می...
برای عاشق شدن صبر لازم است... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 8:29
ﻋــﺸـــﻖ ﺭﺍ . . .ﺑـﺎ ﻫــﺮﮐــﺲ ﺗــﺠــﺮﺑــﻪ ﻧـــﮑـــﻦ . . .ﺻــــﺒـــــﺮ ﮐــــــﻦ . . .ﺳـــﺎﻟـﻬـــﺎﯼ ﺳـــﺎﻝ . . .ﺁﻧﻘــــﺪﺭ ﺻــﺒـــــﺮ ﮐـــــــﻦ . . .ﺗــﺎ ﮐـــﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺑـﯿـﺎﺑـــﯽ که ﺭﻧــﺞ ﻫــﺎﯾـــﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﺸــﻤـــﺎﻧــــﺖ ﺑـﺨــﻮﺍﻧـــﺪ . . .ﺗــــﻮ ﺭﺍ ﺑـــــﺮﺍﯼ ﺭﻧــﮓ . . .ﻭ ﺻــــﻮﺭت. . .ﻭ ﺑــﺪﻧـــﺖ ﻧــﺨـــﻮ...
هرچند اگر... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 8:29
خدایا!xa0آدمهای خوب سر راهمان بگذار …xa0حس بسیار خوبیست هنگامی که در لحظه هجوم غم یا ناامیدی یا پریشانی؛ بی هوا کسی سر راه آدم سبز بشود کلامش؛ نگاهش؛ حتی نوشتهاش آرامش و شادی و امید بپاشد به زندگی ات.xa0فقط از دستِ خودِ خدا بر میآید که آن آدم را، یا کلام و نگاه و نوشتهاش را برای آن لحظه خاص سرِ راه ...
Becoming Gane - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 20:38
کتابهای "عروس ساندیتون" و "غرور و تعصب" رو خوندید؟ شاهکارهایی نوشته جین آستین. و من امشب سرگذشت این دختر نویسنده رو تو فیلم "xa0Becoming Jane " دیدم.xa0 خدای من چقدر دردناک بود و چقدر بزرگوار بود این دختر. با اینکه سرگذشت مشابهی نداشتیم، ولی حس میکردم تک تک احساساتش رو میتونم به خوبی درک و لمس کنم x...
وحشت... - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 20:38
هیچوقت هیچوقت هیچوقت وحشتی رو که پریشب توی حیاط اون آدم روانی تجربه کردم رو فراموش نمیکنم.xa0 خدای من! درست مثل فیلم های ترسناک که طرف فرار می کنه و قایم میشه و صدای پای قاتل میاد، من هم وسط حیاط،xa0پابرهنه بدون پناه توی اون تاریکی و سرما، هرآن منتظر بودم که در بالکن رو باز کنه و بیاد سروقتم. به قدر...
عاشق که باشی... - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 20:37
عاشق که باشی پاییز که باشد باران که ببارد انار که هیچ، سنگ هم اگر باشی xa0 دلت تَرَک میخورد...
خدایا شکرت... - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 20:37
یعنی ممکنه تا همیشه اونجا نگهش دارن و نزارن بیاد بیرون؟ باورم نمیشه! یعنی ما دیگه راحت شدیم از اذیت و آزارهای دیوونه کننده اش؟ دوستم میگفت باید بابت اینکه بردنش سجده شکر بزارید ولی به نظر من سجده شکر کمه، باید نماز شکر خوند. خدایا شکرت شکرت شکرت که گرفتنش. چه خواب خوشمزه ای بکنیم همه ی ما همسایه ها ...
دلم ستاره میخواد.... - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 12:09
دلم برای کویر تنگ شده.... برای آسمونش... برای ستاره های زیبا، پرنور و بی نظیرش... تو سبدم دیگه هیچ ستاره ای نمونده.
رفتی... - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 12:08
xa0 ای که رفته با خود دلی شکسته بردی این چُنین به طوفان تنِ مرا سپردی ای که مُهرِ باطل زدی به دفترِ من بعدِ تو نیامد چه ها که بر سرِ من xa0 ای خدای عالم چگونه باورم شد آن که روزگاری پناه و یاورم شد سایه اَش نماند همیشه بر سرِ من زیرِ لب بخندد به مرگ و پرپرِ من xa0 رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خ...
انار - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 14:38
چند وقت پیش، تو یه سفر کوتاهی که با دوستان رفته بودم، یه خانمی برای خیرات شب جمعه انار آورده بود و به بقیه یه انار داد. فردا صبحش تو اتوبوس، نفس اماره ام مثل خیلی وقتای دیگه لجام گسیخت و هوس کردم که انارم رو همونجا تو اتوبوس بخورم. کار سختی بود ولی شدنی بود و عجیب هم چسبید. اونجا موقع خوردن انار بود...
دلم نمیخواد اینطوری باشه... - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 4:42
امشب برحسب تصادف و موقع خوردن شام، یه فیلم سینمایی که از تلویزیون پخش می شد رو دیدم. تو یه قسمتی از فیلم، دختربچه دلخور از زندگی و پدرش و مسایل حاشیه ای، رفت تو بغل مادرش. گریه می کرد و می گفت: " دلم نمیخواد اینطوری باشه..." . ناگهان فکر کردم این دقیقا همون حسیه که من دارم، همون حرفیه که من دارم.xa0...
لباس... - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 4:42
لباس هایم را ورق میزنم، هرکدام خاطره ای را به یادم می آورد. حرف هایی را... نگاه هایی را .... تعریف هایی را...xa0 لباس هایم حالا، دردناک بر تنم می نشینند. خاطرات نشسته بر تار و پودشان، سنگینشان کرده. محصور در آنها، در مقابل آینه می ایستم. همه چیز مثل قبل است... تنها چشم های اشکبارم تصویرم در آینه را ...

برچسب‌های مرتبط

jlhl fhcd ihd hkghdk | تمام سلام | یه اتاق خالی از تو | معجزه خدا | معجزه قرآن | خیلی قشنگه | خیلی قشنگه مست و ملنگه | خيلي قشنگه | go blue | go vlc