.....
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 4:42
ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد . . . . . xa0 xa0
انتظار؟
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 4:42
کم کم دارم یه این فکر میفتم که تو این دنیا هرچی انتظار و توقعت از آدما کمتر باشه، بیشتر می بازی. شاید اگه انتظاراتت رو از دیگران بالا ببری، به نظر دست نیافتنی و بهتر میای. شاید اگه توقعت کم باشه خیلی پیش پا افتاده و ساده برسی.xa0 شاید باید اصرار داشته باشی بهترین رستوران ها باید بری و قانع نباشی به ...
آیا میگذره واقعا؟
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 10:33
همه چیز داره سخت و جانفرسا می گذره. واقعا جانفرسا . انگار ابر و باد و مه و خورشید و فلک و آدم های موجود روی زمین دست به دست هم دادن تا بشکنند این تن نحیف رنجورم را. کارم... همسایه .... دانشگاه و پایان نامه ام... دکتر ارنست ،حتی در حال حاضر نزدیکان و عزیزترین هام!xa0 میدونم که میگذره و همیشه اینطوری ...
از امروز...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:02
از امروز هرچی خواستم به دیگران بگم رو اینجا می نویسم. دردسرش کمتره و البته توقع خودم هم کمتر میشه و کمتر اذیت میشم. فایتییییییییییییییییینگ حسنای عزیز، فایتینگ
گل
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:02
اینکه من دلم میخواد یکی باشه که برام گل بخره، خیلی چیز زیادیه؟xa0چرا همش من باید راه و بیراه ،با دلیل و بی دلیل برای همه گل بخرم؟ یادمه یکی از دوستام یه روز که خیلی دلم گرفته بود بهم گفت شاد باش خوش باش برو گلفروشی برای خودت گل بخر! ولی من حس کردم اگه اینکارو بکنم دیگه خیلی خیلی احساس تنهایی می کنم....
همسایه...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:02
اینکه من از همسایه شون متنفر شدم، برای خودم کاملاً قابل قبول و عادیه. خوشگل ترینه، مناسب ترینه، مثل خودم هدیه میده( آهان، پس هدیه هم میده)، تحصیلکرده است، شاغله، خانواده ی خوبی داره و از همه مهم تر مانعی که وجود داره، قراره چند ماهه دیگه برطرف بشه ان شااااء اله!!!! از دیشب دارم به این موضوع فکر می ک...
بلاتکلیفی...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:02
در حال حاضر هم خودم بلاتکلیفم از نظر احساسی، هم اون بنده خدارو بلاتکلیف که نه، ولی متعجب کردم. حس خیلی بدی دارم آخه. آخرین باری که دیدمش و رفت، این حس بیشتر و بیشتر و بیشتر شد. اینکه نهار خورده بود، اینکه تا من گفتم "سوار شو" قبول کرد و بدو سوار مترو شد و رفت. اینکه کارش مقدم بر همه چیز و همه کسه حت...
باز هم یه شوخی بیمزه دیگه...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:02
امروز زنگ زد. اول شروع کرد به تظاهر کردن و وانمود کردن که همه چیز راست بوده و بعد اقرار کرد که همه چیز فقط یه شوخی بوده... تا درست و حسابی به غلط کردن نندازمش محال ممکنه که ببخشمش.xa0 البته دیگه هیچ دوستی و رابطه ای نیز در کار نخواهد بود. همه چیز برمیگرده به حالت سابق یعنی فقط روابط در حد همون صحبت ...
بیچاره دل حسنا...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:02
خیلی مشکل است آدم تمام وقت مراقب خودش باشد تا آنچه احساس می کند،xa0نگوید... با اینکه میدونستم عمراً امروز زنگ بزنه یا پیامک بده ولی با این حال باز هم هربار صدای گوشیم بلند شد دلم میخواست اون باشه... xa0 بیچاره حسنا....
رفت، برای همیشه ...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:01
خداحافظی کردیم.آرزوی موفقیت برای همدیگه و تمام. اون رو که میدونم عین خیالش نخواهد بود، ولی من احتمالا کمی طول بکشه که از این دائم فکر کردن بهش دست بردارم. شروع این رابطه اشتباه بود. از اول هم حداقل من میدونستم که کار به فرجام نخواهد رسید. شاید بعضیا تو این دنیای بزرگ، قرار نیست یه چیزهایی رو تجربه ک...
الاغ!!!
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:01
میخواد مطمئن بشه تو همون الاغی هستی که باهاش می لاسیدی!!!!