قرار نبود هرچی قرار نیست بشه...

متن مرتبط با «امروز از هم گسستم» در سایت قرار نبود هرچی قرار نیست بشه... نوشته شده است

اتاق خالی از تو...

  • نیلوبلاگ

    حتی تصورش هم برایم سخت بود روزی بیاید که تو باشی و من باشم و کنار یکدیگر نباشیم اما دیگر پوست کلفت شده ام با این که تو هستی و من هستم و تو را پیش خود ندارم هنوز زندگی می کنم.... پ ن: هیچوقت فکر نمی کردم به خالی شدن کمدت، تختت، رخت آویزت و کلاً خالی شدن اتاق از حضورت عادت کنم ولی مثل اینکه تقریباً عادت کردم. میگم تقریباً چون مثلاً امشب از اون شباییه که دلم گرفته که نیستی . صدای بارون و حال و هوای اتاق هم این دلتنگی رو بیشتر می کنه. داشتم به این فکر می کردم، واقعاً یه سری اتفاق ها وجود دارند که دیگه امکان نداره تو زندگی آدم بیفتن. مثلاً اینکه من از سر کار یا دانشگاه بیام و تو توی اتاق خودمون خواب باشی، یا پشت کامپیوترت باشی یا داشته باشی کتاب بخونی و .... با این که هستی، با این که نزدیکی ولی ...

    ادامه مطلب
  • اندر احوالات امروز بنده

  • نیلوبلاگ

    حالا یه امروز که بعد از مدتها من یه کم وقت یللی تللی پیدا کردم و لاک زدم و به خودم رسیدم، تمام اقوام یادشون افتاده که امشب به ما سر بزنن. از شرق و غرب و شمال و جنوب زنگ زدن که خونه اید؟ ما داریم میایم خونه تون. ما هم گفتیم تشریف بیارید درسته من به چیزی به اسم "شانس" اعتقاد ندارم ولی خب استثنائاً برای وضعیت الانم باید از این جمله استفاده کنم: " اینم از شانس بسیار عالی بنده!" حالا اینا به کنار، هرچی میگردم پد لاک پاک کنم رو نمی تونم پیدا کنم. نمیدونم چرا سرجاش نیست. همیشه که همونجا سر جای خودش بود...

    ادامه مطلب
  • امان از فکر کردن ها...

  • نیلوبلاگ

    گفت: " این روزها، کمی افسرده به نظر می رسی."گفتم: " واقعا؟ "گفت: " حتماً نیمه شب ها، زیادی فکر می کنی. من فکر کردن های نیمه شب را کنار گذاشته ام.""چه طور توانستی این کار را بکنی؟ "او گفت: " هر وقت افسردگی به سراغم می آید، شروع به تمیز کردن خانه می کنم. حتی اگر دو یا سه صبح باشد. ظرف ها را می شویم، اجاق را گردگیری می کنم، زمین را جارو می کشم، دستمال ظرف ها را در سفید کننده می اندازم، کشوهای میزم را منظم می کنم و هر لباسی را که جلوی چشم باشد، اتو می کشم... آن قدر این کار را می کنم تا خسته شوم ... و می خوابم. صبح بیدار می شوم و وقتی جوراب هایم را می پوشم، حتی یادم نمی آید شب قبل به چه فکر می کردم. "بار دیگر به اطراف نگاهی انداختم. اتاق مثل همیشه تمیز و مرتب بود.آدم ها در ساعت سه صبح به هر جور چ...

    ادامه مطلب
  • توصیه ای از حسنا...

  • نیلوبلاگ

    در رابطه با بقیه مثل من ساده نباشید قانع نباشید به ساده ترین ها بی آلایش ترین ها باصفاترین ها ولو کم بهاترین ها شیک و گران بخواهید در مقابل سادگی ها و کم قیمتی ها و پایین مکان ها و ... واکنش نشون بدید، حتی اگه خیلی براتون مهم نباشه ولی واکنش نشون بدید، اخم کنید، دلخور بشید، غر بزنید، روترش کنید و خلاصه هرکاری از دستتون برمیاد انجام بدید. طبق تجربه تلخ حسنا، اگه اینکارا رو نکنید و راضی و خوشحال و خشنود باشید به ساده ترین ها، فقط باعث میشید احساس کنن که ارزش شما زیاد نیست. ارزش تون همونقدره. جدی میگم. تو این دوره زمونه کمتر کسی پیدا میشه که اگه فقط به بودن با اون حالا به هرصورت و هرشکلی راضی و خوشحال باشید قدر بدونه و صفای قلبتون رو درک کنه....

    ادامه مطلب
  • امروز

  • نیلوبلاگ

    امروز عصر که از خونه خواهرم برمی گشتم، بارون قشنگی میومد. منم راهم رو کج کردم سمت پارک نزدیک خونه و توی اون هوای عالی زیر بارون بی نظیری که میومد روی برگ های زرد زیبایی که زمین و چمن های پارک رو پوشونده بود قدم زدم قدم زدم قدم زدم قدم زدن همیشه منو آروم می کنه. بخصوص وقتایی که دلم گرفته و دلخورم چه از دست خودم چه از دست دیگران چه از دست روزگار. قدم زدم و زیر بارون دعا کردم. با خدا صحبت کردم یعنی. بنده ناسپاس باز هم گله داشت، البته گله نکردا ولی خب، خدا که خودش بهتر میشناسه بنده اش رو. هیچکس تو پارک نبود و این فضا رو خیلی عالی تر کرده بود. اگه اون سوپور جوون، ...

    ادامه مطلب
  • برای عاشق شدن صبر لازم است...

  • نیلوبلاگ

    ﻋــﺸـــﻖ ﺭﺍ . . .ﺑـﺎ ﻫــﺮﮐــﺲ ﺗــﺠــﺮﺑــﻪ ﻧـــﮑـــﻦ . . .ﺻــــﺒـــــﺮ ﮐــــــﻦ . . .ﺳـــﺎﻟـﻬـــﺎﯼ ﺳـــﺎﻝ . . .ﺁﻧﻘــــﺪﺭ ﺻــﺒـــــﺮ ﮐـــــــﻦ . . .ﺗــﺎ ﮐـــﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺑـﯿـﺎﺑـــﯽ که ﺭﻧــﺞ ﻫــﺎﯾـــﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﺸــﻤـــﺎﻧــــﺖ ﺑـﺨــﻮﺍﻧـــﺪ . . .ﺗــــﻮ ﺭﺍ ﺑـــــﺮﺍﯼ ﺭﻧــﮓ . . .ﻭ ﺻــــﻮﺭت. . .ﻭ ﺑــﺪﻧـــﺖ ﻧــﺨـــﻮﺍﻫـــﺪ . . .ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﺑــــﺮﺍﯼ ﺧــــﺎﺹ ﺑــــﻮﺩﻥ . . .ﻭ ﻣــــﻌـــــــﺮﻓــــﺘــــﺖ ﺑـــﺨــﻮﺍﻫــــﺪ . . ....

    ادامه مطلب
  • از امروز...

  • نیلوبلاگ

    از امروز هرچی خواستم به دیگران بگم رو اینجا می نویسم. دردسرش کمتره و البته توقع خودم هم کمتر میشه و کمتر اذیت میشم. فایتییییییییییییییییینگ حسنای عزیز، فایتینگ...

    ادامه مطلب
  • همسایه...

  • نیلوبلاگ

    اینکه من از همسایه شون متنفر شدم، برای خودم کاملاً قابل قبول و عادیه. خوشگل ترینه، مناسب ترینه، مثل خودم هدیه میده( آهان، پس هدیه هم میده)، تحصیلکرده است، شاغله، خانواده ی خوبی داره و از همه مهم تر مانعی که وجود داره، قراره چند ماهه دیگه برطرف بشه ان شااااء اله!!!! از دیشب دارم به این موضوع فکر می کنم. صبح زود که از خواب بیدار شدم خود بخود و دیگه خوابم نبرد، دوباره که تجزیه و تحلیل کردم، خیلی دلم برای خودم سوخت اولش... سوخت .... سوخت.... سوخت، بعد از یه ساعت سوختن مکرر و بلندشدن دودش، یهویی بیخود و بی جهت این فکر جرقه زد تو ذهنم که دلشم بخواد، من خیلی عالی ام، ا...

    ادامه مطلب
  • باز هم یه شوخی بیمزه دیگه...

  • نیلوبلاگ

    امروز زنگ زد. اول شروع کرد به تظاهر کردن و وانمود کردن که همه چیز راست بوده و بعد اقرار کرد که همه چیز فقط یه شوخی بوده... تا درست و حسابی به غلط کردن نندازمش محال ممکنه که ببخشمش. البته دیگه هیچ دوستی و رابطه ای نیز در کار نخواهد بود. همه چیز برمیگرده به حالت سابق یعنی فقط روابط در حد همون صحبت کردن های معمولی و کاملاً رسمی و لاغیر....

    ادامه مطلب
  • رفت، برای همیشه ...

  • نیلوبلاگ

    خداحافظی کردیم.آرزوی موفقیت برای همدیگه و تمام. اون رو که میدونم عین خیالش نخواهد بود، ولی من احتمالا کمی طول بکشه که از این دائم فکر کردن بهش دست بردارم. شروع این رابطه اشتباه بود. از اول هم حداقل من میدونستم که کار به فرجام نخواهد رسید. شاید بعضیا تو این دنیای بزرگ، قرار نیست یه چیزهایی رو تجربه کنن، یه اتفاقات قشنگی براشون بیفته و یه سری حرف ها رو هم نه بشنون و نه کسی باشه که بهش بگن. بنده های شاکر اینطور مواقع چی میگن؟! خدایا راضی ام به رضای تو ، راضی ام ، راضی ام ، راضی ام. فقط کمکم کن که هم بتونم زود فراموشش کنم و هم هیچکس دیگه ای نیاد تو زندگی ام. بالا...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    یه اتاق خالی از تو | امروز چندمه | امروز تولدمه | امروز نما | امروز چندم شهریوره | امروز مستیم ای پدر | امروز از هم گسستم | امروزی ها | امروز فیلم | امروز آنلاین